Top

اوریپید

اوریپیدس نمایش نامه‌های متعددی به رشته تحریر درآورده که به خاطر شهرت و محبوبیت فوق‌العاده‌ای که اوریپیدس در اواخر دوران شکوفایی یونان کسب کرده بود، تعداد بیشتری از آثار او باقی مانده است. اگرچه در زمان حیاتش به دلایلی چند اقبال زیادی نداشت. از آنجمله می‌توان به مضامین نمایش نامه‌هایش که عمدتاً ارزش‌های آن دوران را زیر سؤال می‌برد یا نگاه متفاوتش نسبت به خدایان که آن‌ها را منشا زشتی‌ها و بدی‌ها می‌دانست نمایان ساخت .اوریپیدس به سال ۴۸۰ یا ۴۸۴ ونیز به قولی ۴۸۵ ق. م به دنیا آمد . پدرش منه‌سارکید از ثروتمندان شهر فولا و مادرش را اگر چه آریستوفانسکینه‌توزانه دوره‌گرد می دانند، لیکن در خاندانی بزرگی پرورش یافت. اوریپیدس از تربیت بالایی برخودار و تحت تعلیم آناکساگوراس وپرودیکوس بوده و علاقه وافری به مطالعه مسائل فلسفی داشت. لیکن با تمام این احوال به عرصه شعر و تئاتر پا گذاشت . به قول ویل دورانت وی «اولین شارمندی بود که در یونان کتابخانه بزرگی برای خود برپا کرد.» اوریپیدس در ۲۵ سالگی به نویسندگی روی آورد و مدت پنجاه سال به نوشتن ادامه داد و۲۲ بار در جشن‌های دیونوسیوس حضور به عمل آورد و پنج و به قولی چهار مرتبه رتبه اول مسابقات را کسب کرد و نخستین جایزه را در سال ۴۴۱ ق. م کسب کرد . آریستوفانس از جمله کسانی بود که افکار الحادی اوریپیدس را حتی پس از مرگ وی مورد حمله و انتقاد قرار داد. به گونه‌ای که به قول ویل دورانت، اوریپیدس «در حدود سال ۴۱۰ ق. م به الحاد متهم شد و اندکی پس از آن، هوگیائونون تهمت دیگری بر او وارد کرد که قسمت عمدهٔ دارایی وی را به کام نابودی می کشاند.» سرانجام اوریپیدس در سال ۴۰۸ ق. م دعوت آرخلائوس پادشاه مقدونیه را قبول کرد و در آنجا عزت و احترام فراوانی کسب کرد. در همان‌جا نیز نمایشنامه‌ای تحت عنوان آرخلائوس نوشت. وی در شهر پلا نیز دو نمایشنامه با عناوین ایفیگینیا در آولیس و باکخای نگاشت که پس از مرگش توسط پسرش به اجرا درآمده، جایزه دیونوسیوس را از آن خود کردند. اوریپیدس هجده ماه پس از ورود به پلا درگذشت. پس از اوریپیدس دوران طلایی تراژدی پایان یافت. البته پس از وی نمایشنامه‌نویسانی نسبتاً‌ً قوی پای بر عرصهٔ تراژدی حضور به عمل آوردند. لیکن همچون سه تراژدی‌نویس بزرگ، آیسخولوس، سوفوکلس، اوریپیدس موفقیتی حاصل نکردند. تا آنجا که در سال ۳۵۰ ق. م در اعیاد و جشن‌ها، مسابقه تراژدی برگزار نمی‌شد و این رشته که دارای مقررات و قوانین فنی سخت و نیز جنبه شدید مذهبی می‌بود، جای خود را به شعبه دیگری از درام، یعنی کمدی واگذار کرد که این چنین قوانینی نداشت. در واقع باید گفت حیات کمدی یونان مدیون افکار و مبارزات اوریپیدس است. بدان گونه که در تاریخ تئاتر اروپا نوشته شده: «بدون او رشد کمدی سنتی یونان نداشتیم.»اوریپیدس به خدایان همچون انسان‌هایی می‌نگرد که برای رسیدن به اهداف خویش به دروغ و فریبکاری دست می‌یازند، اما در پایان تمامی خدعه‌ها و نیرنگ‌هایشان آشکار می سازد. وی ایزدان را موجوداتی پست و قابل نفرین معرفی می کند. هیپولوتوس بیان می کند: «ای کاش نفرین آدمیان گریبانگر خدایان می‌شد!» خدایان علی‌رغم قدرت اساطیری خویش، برای رسیدن به هدف، به هر وسیله‌ای دست می یازند. بدین ترتیب اوریپیدس ایشان را از قله خودکامگی افسانه‌ای تا به پایه موجودی فریبکار زیر پا می گذارد. حتی گناه آدمیان را نتیجه نیرنگ ایزدان می‌داند و این اعترافی است که از زبان آرتمیس باز بین می‌کند: «هرگاه خدایان مقرر سازند، آدمیان ناگریز دست به گناه می‌زنند… !» اوریپیدس به فرد اراده داد و قدرت خدایان را که تعیین‌کننده سرنوشت انسان بود، تضعیف نموده تقدیر آدمی را به خود او وا می‌گذارد و این عقیده را مطرح می‌سازد که دست هیچ ذی‌شعوری در سرنوشت انسان دخیل نخواهد بود. وی نقش تقدیر را از زندگانی نفی کرده، عامل تصادف و اتفاق را سازنده تقدیر بشر عنوان می کند. همان‌گونه که بردگی را نه حکم طبیعی فرد، بلکه نتیجه تصادف می‌داند. همچنان که آخیلوس بین می کند : «آه! زئوس، من چه می‌گویم؟ می‌گویم که چشم تو بیدار است. یا از حماقت انسانهایی که باور می‌کنند خدایانی هم وجود دارند، حال آنکه تمامی جهان از تصادف و اتفاق انباشته‌است». بدین ترتیب اوریپیدس بر قدرت اساطیری خدایان اشکال وارد می کند و از زیان تسئوس، خرافات و غیبگویی را به باد تمسخر گرفته، تکیه بر آن را عملی دور از عقل می پندارد و برای تمامی رخدادها در پی دلایل عقلانی است و به عاملی به نام معجزه خدایان اعتقادی ندارد. اوریپیدس نویسنده‌ای آزاداندیش بوده و معتقد است اگر چه می‌توان زبان و قلم را به بند کشید، لیکن اندیشه را نمی‌توان در حصارها و باورها نگاه داشت. هیپولوتوس می‌گوید: «زبانم سوگند خورده، اما ذهنم آزاد است». این سخن اعتراض تماشاچیان را برانگیخت. او در سال ۴۰۶ یا ۴۰۷ ق. م در مقدونیه بدرود حیات گفت.

آثار

  • آلکستیس
  • مده آ
  • هیپولوتوس
  • آندروماخه
  • هکابه
  • الکترا
  • زنان تروا
  • اورستس
  • ایفیگینیا در آولیس
  • باکخای

مروری بر آثار و اندیشه ها

اورپید ، از نخستین نمایشنامه نویسان واقع گرای جهان است. اگر بخواهیم تاریخ نویسندگی در حوزه ی نمایشنامه نویسی را بررسی کنیم ، باید به این نکته اشاره داشته باشیم که اورپید جز نخستین نمایشنامه نویسان دنیا و جز نخستین پیروان و خالقان سبک رئالیسم در دنیای نیوسندگی بوده است. اورپید ، بنا بر آنچه که پس زمینه ی جغرافیایی او حکم می کند ، نویسنده ی اسطوره هاست. تمامی متونی که او به نگارش در آورده است ، همگی ریشه در اسطوره های یونان دارند . البته وی در چندین نمایشنامه خویش نیز به اجتماع اوضاع یونان پرداخته است و این امر را به عنوان یک اصل نویسندگی وارد نمایشنامه های یونانی کرده است. اگر بخواهیم دغدغه های اورپید را بعنوان یک نمایشنامه نویس و در یک مقیاس بزرگتر بیان کنیم ، باید این چنین بگوییم که او یک مصلح عقاید در یونان قدیم بوده است. یونان قدیم ، کشوری پر از خرافه بوده است. مردمان این سرزمین به خدایان اسطوره ای اعتقاد داشتند و از آنان بسیار می ترسیدند و گاه آنان را عبادت می کردند ، اما اورپید در تمامی نمایشنامه های خویش وجهی را به اصلاح عقاید مردم در باب خرافه ها اختصاص میدهد.خرافه ها از نگاه اورپید یکی از آفات هر جامعه محسوب می شوند. از این رو اورپید تمرکز خود را بر روی این مسئله می گذارد که در نمایشنامه های خویش همیشه جنگی را میان انسان های واقعی و اساطیر بنیان کند تا به مردم این را فهم دهد که اسطوره ها تنها خود ساخته هایی هستند که موحبات آفت فکری را برای مردم بوجود آورده اند. اگر بخواهیم یک مقدار دقیق تر نگاه کنیم ، اورپید را می توان نخستین روشنفکر حوزه ی نویسندگی دانست که تمام سعی خود را بر اصلاح جامعه در شکل های گوناگون کرد.دیگر دغدغه ای که در آثار اورپید به وضوح یافت می شود ، اخلاق است. اخلاق یکی از ویژگی های بارز اورپید در نویسندگی است. او معتقد است که نویسنده این مسئولیت را بر دوش می کشد که سهمی از اخلاق جامعه را اصلاح و آن را بهبود بخشد. به همین دلیل او به مکارم اخلاقی در نوشته هایش بسیار توجه می کند و اخلاق ناپسند را بسیار مذموم می شمارد.