Top

ژان ژنه


ژان ژنه در ۱۹ دسامبر ۱۹۱۰در فرانسه به دنیا آمد.او شاعر، رمان‌نویس و نمایش‌نامه‌نویس فرانسوی بود که در صحنه سیاست نیز نقش فعالی داشت.

سال های ابتدایی زندگی او به سختی گذشتند او در سال‌های آغازین زندگی، ولگرد و خرده‌مجرم بود اما بعدها به نویسندگی روی آورد. آثار عمدهٔ او عبارتند از رمان‌های دعوای برست، روزنگاری‌های دزد و بانوی گل‌های ما و نمایشنامه‌های بالکن، سیاه زنگی‌ها، پیشخدمتان و پرده‌ها. از مهم‌ترین آثار ژنه نمایشنامه سیاه زنگی‌ها است که سه بار به پارسی ترجمه گردیده است. نخستین بار احمد کامیابی مسک این نمایشنامه را از اصل فرانسه برگردانده و منتشر ساخت.بهمن محصص و احمد کامیابی مسک از نخستین مترجمان آثار ژنه در ایران هستند. ژنه بر خلاف ساموئل بکت و اوژن یونسکوبه دشوار نویسی شهره است.مادر ژنه روسپی جوانی بود که تنها در سال اول زندگی پیش از آن‌که سرپرستی‌اش را به دیگران بسپارد از او نگه‌داری کرد. به روایت دانشنامه ها و منابع موثق ، از آن پس ژنه را یک نجار و خانواده‌اش در شهرستان بزرگ کردند که، بر اساس زندگی‌نامهٔ نوشتهٔ ادموند وایت، پر محبت و با توجه بودند. در حالی که نمره‌های مدرسه‌ای‌اش عالی بودند، کودکی‌اش مجموعه‌ای از فرار از خانه و دزدی‌های خرده‌ریز را هم دربرداشت (اگرچه به نظر وایت ادعاهای بعدی ژنه مبنی برداشتن کودکی غمزده و پر از فقر برای تطابق با تصویر قانون‌شکن او بزرگنمایی شده‌است).پس از مرگ مادرخوانده، سرپرستی ژنه را زوجی سالمند پذیرفتند اما تنها کمتر از دو سال با آنان ماند. بر اساس گفته‌های زن آن خانواده، «ژنه شب‌ها بیرون می‌رفت و انگار آرایش هم می‌کرد.» یک بار مقدار زیادی پول را از دست داد؛ پولی که در سفرش به نمایشگاهی، به او سپرده بودند. به همین خاطر و به دلیل بدرفتاری‌های دیگر، از جمله خیابان‌خوابی‌های مکرر، در ۱۵ سالگی او را به «مستعمرهٔ تأدیبی مترِی» سپردند و از ۲ سپتامبر ۱۹۲۶ تا ۱ مارس ۱۹۲۹ در آن‌جا بازداشت بود. وی در کتاب «معجزهٔ گل سرخ» گزارشی از این دوران بازداشت را یازگو میکند که در ۱۸ سالگی با پیوستنش به لژیون خارجی به پایان رسید. در نهایت گرفتار اتهام بی‌شرافتی شد و دوره‌ای را به عنوان ولگردو دزد خرده‌پا در اروپا سفر کرد – تجربه‌هایی که در روزنگاری‌های دزد (۱۹۴۹) بازگو می‌کند. پس از بازگشت به پاریس در ۱۹۳۷، ژنه با اتهامات دزدی، استفاده از اوراق جعلی، ولگردی و جرم‌های دیگر مدام بازداشت، زندانی و سپس آزاد می‌گشت. ژنه در زندان نخستین شعرش، «نکوهش مرگ»، را خلق کرد و با هزینهٔ شخصی منتشر ساخت، و رمان «بانوی گل‌های ما» را نوشت . وی در پاریس پس از دوندگی خود را به ژان کوکتو معرفی کرد؛ کسی که تحت تأثیر نوشتار ژنه قرار گرفت. کوکتو از روابطش بهره گرفت تا رمان ژنه را به چاپ برساند و در سال ۱۹۴۹، هنگامی که ژنه زیر سایهٔ تهدید اعدام بعد از ده محکومیت قرار گرفته بود، کوکتو و دیگر چهره‌های سرشناس همچون ژان پل سارتر و پابلو پیکاسو، در اقدامی موفقیت‌آمیز به رئیس‌جمهور فرانسه طومار نوشتند تا حکم به تعلیق در آید. ژنه دیگر به زندان بازنگشت.ژنه تا سال ۱۹۴۹ پنج رمان، سه نمایشنامه و شعرهایی پرشمار نگاشته بود. تصویر بی‌پرده و اغلب عامدانه تحریک‌آمیز او از جرم آنگونه بود که کارهایش تا اوایل دههٔ ۱۹۵۰ در آمریکا ممنوع گشته بود. سارتر تحلیلی طولانی از رشد وجودی ژنه (از ولگرد به نویسنده) با عنوان «ژنهٔ قدیس» (۱۹۵۲) قلم زد که بدون نام نویسنده به عنوان جلد اول مجموعهٔ آثار ژنه منتشر شد. ژنه به شدت تحت تأثیر تحلیل سارتر قرار گرفت و در پنج سال بعد از آن قلمش چیزی به عرصه تحریر در نیاورد. در میانهٔ سال‌های ۱۹۵۵ تا ۱۹۶۱ سه نمایشنامهٔ دیگر و مقاله‌ای را قلم زد با عنوان «از رامبراندِ تکه‌شده به چهار بخش مساوی و پرتاب‌شده به توالت چه می‌ماند» -که تحلیل ژاک دریدا از ژنه در اثر الهام‌بخشش، «شیشه»، بر پایهٔ آن است. ژنه در این دوران رفاقت صمیمی با فردی به نام  عبدالله را تجربه کرد.با این همه، به دنبال شماری اتفاقات و خودکشی عبدالله در ۱۹۶۴، ژنه گرفتار دورانی از افسردگی و حتی تلاش برای خودکشی شد.از سال‌های پایانی دههٔ ۱۹۶۰، ژنه با ابراز ارادت به دانیل کُن-بندی پس از رویدادهای ماه مهٔ ۱۹۶۸، به لحاظ سیاسی هم فعال گشت. وی در تظاهرات برای جلب توجه‌ها به شرایط زندگی مهاجران فرانسه شرکت کرد. در سال ۱۹۷۰ پلنگ‌های سیاه او را به ایالات متحده دعوت کردند و ژنه سه ماه در آن‌جا اقامت گزید و به تدریس، شرکت در محاکمهٔ رهبر گروه «هووی نیوتون» و چاپ مقاله در نشریاتشان پرداخت. کمی بعد در همان سال شش ماه در اردوگاه‌های آوارگان فلسطینی گذراند و مخفیانه با یاسر عرفات در عمان دیدار کرد. ژنه که به شدت از تجربیاتش در اردن و آمریکا تکان خورده بود، نسخهٔ نهایی و طولانی خاطرات این تجربه‌ها را خلق کرد که «زندانی عشق» نام گرفت و پس از مرگش منتشر شد. وی همچنین از «گروه آگاهی‌بخشی زندان» آنجلا دیویس، جرج جکسون، میشل فوکو و دانیل دوفر پشتیبانی کرد و همدلی خود را با آنها ابراز کرد. همین‌طور با فوکو و سارتر در اعتراض به رفتار وحشیانهٔ پلیس با الجزایری‌های پاریس همکاری کرد؛ پدیده‌ای که از زمان جنگ استقلال الجزایر دوام داشت و بدن‌های کتک‌خورده، شناور بر رود سن دیده می‌شدند. او در ۱۵ آوریل ۱۹۸۶ چشم از جهان فروبست.

آثار

رمان‌ها

    بانوی گل‌های ما
    معجزه گل سرخ
    مراسم خاکسپاری
    کورلِ برست
    روزنگاری‌های دزد
    زندانی عشق

نمایش نامه ها

    نظارت عالیه
    کلفت‌ها
    بالکن
    سیاه‌زنگی‌ها
    پیشخدمتان
    پرده‌ها

مروری بر آثار و اندیشه ها

در تاریخ نویسندگی معدود نویسنده ای یافت می شود که دست به هنجار شکنی زده باشد و هنجارهای اجتماعی را با تجربیات شخصی خود در آمیخته باشد و آن را در لایه ای بسیار محفوظ از گزند ، به خورد اجتماع خود دهد. اگر بخواهیم یک ویژگی برای آثار ژان ژنه بگوییم باید به همین امر هنجار شکنی اشاره کنیم. ژان ژنه به جرئت یک هنجار شکن اجتماعی نه تنها در عصر خود بلکه در تمامی تاریخ نویسندگی و دنیا است. اگر دقت کرده باشید و اگر سیری در تاریخ تفکر در جهان هستی کرده باشید ، همیشه با این نکته روبرو خواهید شد که بسیاری از نویسندگان و متفکران و روشنفکران ، تنها آرزو و خیالی از یک دنیای آزاد به ما ارائه میدهند و همه چیز را مبنی بر تصورات خویش بنا می کنند ، اما از این میان ژان ژنه این نویسنده و نمایشنامه نویس بزرگ تاریخ فرانسه ، تمامی آنچه که نمود آرمان خواهی انسان بوده است را وارد دنیای واقعی می کند و با تجربیات انسان ها در هم می آمیزد. این امر به جد کاری است که هر کسی از پس آن بر نمی آید و ژان زنه بعنوان نخستین بنیان گذار این دست از تجربه ها به شمار می رود. امروزه سبک ژان ژنه خصوصا در نمایشنامه نویسی پیروان زیادی دارد و در حوزه ی تفکر نویسندگی بسیاری از نویسندگان و منتقدان عصر برای او یک مکتب فکری قائل هستند و به تفکر های او اعتقاد قلبی دارند.سیری در آثار ژان ژنه این درک را به ما میدهد که ژان ژنه علاوه بر نویسندگی یک جامعه شناس بسیار بزرگ نیز بوده است. البته این امر یکی از بدیهیات یک نیوسنده ی برجسته است که نویسندگی را در دل اجتماع خویش تجربه کند ، اما ژان ژنه پا از این امر نیز فراتر گذاشته و اجتماع را در دل نوشته های خویش تجربه می کند. نوشته های او عمدتا دغدغه های مشترکی دارند اما زاویه ی دید گسترده ای برای آن ها می توان قائل شد. او در همه ی آثار خود نقشی از انسان ، زندگی ، جامعه و دردهای بشری را به تصویر می کشد. نگاه او به انسان در نوشته های پایانی عمر ، نگاهی انزواگرایانه است. او انسان را با تمام شور و شوق برای رسیدن به یک مقام عالی مرتبه در جهان هستی ، یک موجود تنها می داند و این امر حتی به تئوری تنهایی انسان در نگاه او نیز دچار شده است.در ایران بسیاری از آثار ژان ژنه ترجمه شده است و طرفداران بسیاری دارد. ژان ژنه در دوره ی نویسندگی خویش قالب های ادبی بسیاری را نیز تجربه کرد و به جد در هر کدام از قالب های ادبی بیان شده موفقیت آمیز و پر از ثمره عمل کرده است. جالب است که به یک نکته دیگر در باب تفکرات او اشاره کنیم و آن عدم نسخه نویسی و تلاش برای ریشه یابی دردهای بشری است. او سعی می کند برای انسان ها به جای نسخه نویسی ، ریشه یابی کند.ژان ژنه که خود معتقد بر تنهایی و انزوای انسان است ، در گفته های خویش صراحتا به این امر اشاره می کند که تنهایی و انزوا حاصل عدم  توجه انسان به ارزش های درونی است. او در این باب اشاره به این امر دارد که یک انسان برای رهایی و همه گیر شدن در جهان هستی ، نیاز به آن دارد که ابتدا خودش را بشناسد. به درونش سفر کند و آنگاه سفر به تمام جهان را به مدد یک روح قوی تجربه کند.