Top

کریستوفر مارلو



 

کریستوفرمارلو شاعر درام نویس انگلیسی در سال 1564 در کانتربوری به دنیا آمد. وی پس از آن که تحصیلات مقدماتی را در زادگاه خود به اتمام رسانید در دانشگاه کمبریج به تحصیل علوم دینی پرداخت تا در سلک روحانیون قرار گیرد؛ اما مطالعه در علوم طبیعی او را از خدمت در کلیسا منصرف کرده و استعدادش را به نگارش نمایشنامه معطوف ساخت.

زندگی نامه

حرفه ی پدرش کفاشی بود. او که شاعر و درام نویس مطرح در ادبیات است در سالهای سلطنت الیزابت اول (1605 تا 1558) می زیست. سالهای سلطنت الیزابت با شکوفایی بی نظیر ادبیات همراه گردیده بود. حمایت او از شاعران و نویسندگانی هم چون ویلیام شکسپیر، سرفیلیپ سیدنی، ادموند اسپنسر و کریستوفر مارلو باعث شد که سالهای حکومتش را عصر طلایی بخوانند. در سال 1578 و در زمان او بود که ساختمان معروف گلوب تئاتر (Globe Theatre) افتتاح شد. معروف است که در زمان سلطنت او حداقل1320 نمایشنامه روی صحنه رفت، برخی نیز این تعداد را بیش از 2000 نمایشنامه برشمرده ان. به هر حال در آن زمان مردم جامعه از هر قشری و با هر میزان تحصیلاتی جواز تماشای نمایش هایی را پیدا می کردند که در آن مردان فقیر لباس اغنیا و شاهان را می پوشیدند و نقش آنها را بازی می کردند. در زمان الیزابت بود که مردم انگلستان به خودباوری رسیدند؛ از نظر دینی از پاپ کاتولیک جدا شدند، از نظر حقوقی کاملا خودکفا گردیدند و در برابر جنگ های خارجی مقاومت کرده و پیروزی دست یافتند. مارلو در سال های 1585 و 1587 از دانشگاه کمبریج فارغ التحصیل گشت و با وجود اینکه در آن زمان عرف این بود که تحصیل کردگانی چون او در حوزه ی دین و کلیسا مشغول به کار شوند اما او به کار کردن در صومعه علاقه ای نشان نداد. از همان آغاز به اتهام اینکه به کاتولیسیسم گرویده تنبیه گشت اما با میانجیگری دستگاه حکومت این اتهام از اگردنش برداشته شد. (در سالهای پایانی قرن 16 میلادی کاتولیسیسم ممنوع اعلام می شد و پروتستانتیسم رواج پیدا کرده بود). مارلو همگام با دیگر نویسندگان و نمایشنامه نویسان دوران رنسانس در آثارش ناهمنوایی (Non-conformity) که مشخصه ی این دوران است را به خوبی بروز می دهد و آثار او پیچیدگی های زمان را به زیبایی به تصویر می کشد. شخصیت های آثار او به آنچه که جامعه و شرایط به آنها تحمیل می کند ارضی نمیشوند و در این جهت جاه طلبی و اهداف بی انتهای مردان رنسانس را به نشان می دهند.

برای درک بهتر این مهم می توان به ابتدای نمایشنامه ی دکتر فاستوس و اشاره نویسنده به داستان اسطوره ای یونانی ایکاروس (Icarus) و ددالوس (Daedalus) پرداخت. مارلو با تلمیحی که استفاده کرده است فرجام شخصیت خود را از همان آغاز نشان می دهد. در این داستان اسطوره ای ددالوس برای خودش و فرزندش ایکاروس از وصل کردن بال پرندگان به وسیله ی موم بالی برای پرواز درست میکند. وی فرزندش را از اوج گرفتن و نزدیک شدن به خورشید می ترساند چرا که در این صورت بالهایش از گرمای خورشید آب می شود و سقوط و غرق شدن در دریا را نتیجه میشود. اما ایکاروس به اخطار پدر گوش فرا نمی دهد و موجبات مرگ خود را فراهم می آورد. دکتر فاستوس نیز هم چون ایکاروس در برابر جامعه و دین تحریف شده ی مسیحیت آن زمان ایستادگی کرده و به دلیل همین ناهمنوایی طرد می شود.مرگ نابهنگام مارلو در سن 29 سالگی ضربه ی محکمی به بدنه ی ادبیات وارد ساخت. برخی می گویند اگر او زنده می ماند شاید این روزها نام او بالاتر از نام شکسپیر قرار می گرفت چرا که او با وجود آثارش در نمایشنامه نویسی تغییری اساسی ایجاد کرد. او با وجود حمایتِ سلطنت در آثار خود در برابر قدرت ایستادگی می تافت و با زبان انتقادین خود در برابر هرگونه محدودیت و سرکوبی اهل قدرت سرپیچی میکرد. و در اول ژوئن 1593 در شهر  دپتفورد کشته شد.

آثار

نمایش‌نامه‌ها

  • دیدو، شهبانو کارتاژ
  • تامبرلین جلد یک
  • تامبرلین جلد دو
  • یهودی مالت
  • دکتر فاستوس
  • ادوارد دوم
  • کشتار پاریس

شعر

  • ترجمه کتاب شعر فارسالیا از لوکانوس
  • ترجمه مرثیه‌های اووید
  • قهرمان و لئاندر

مروری بر آثار و اندیشه ها

ادبیات ، تجلی احوالات یک جامعه از نگاه یک نویسندده است.این جمله ای است که احوالات کریستوفر مارلو و نوشته هایش را به شفافیت هر چه تمام تر را نشان میدهد.کریستوفر مارلو نیز به سان بسیاری از هم کیشان خود در حوزه ی نویسندگی ، از جامعه و احوالات اجتماعی مردم خود بسیار نوشته است ، اما رویکرد او به این امر ، بسیار متفاوت با تمامی همدوره های خویش بوده است. کریستوفر مارلو ، نویسنده ای آشفته ، شورشی و بسیار دم دمی مزاجی بوده است که نوشته هایش در هر زمان یک وجهه ی خاص دارد و در هر برهه ی زمانی دچار تغییرات بسیار گردیده است اما از سوی دیگر این امر هیچگاه نمی تواند بعد ادبی آثار او و همچنین کشش بسیار بالای آثار او به لحاظ را انکار کند. او نمایشنامه نویسی قهار بود اما به سبب زندگی خاص و ویژگی های اخلاقی بسیار گوناگون همیشه در لایه ای از مرموز بودن زیست و این امر حتی در نوشته های او نیز قابل رویت است. مارلو را می توان از جمله نویسندگانی به شمار اورد که زندگی خود را تباه کرد و از سوی جامعه ی خویش نادیده گرفته شد.